http://www.afshanii.blogfa.com/
در ضمن من هیچ نظری رو پاکش نکردم و و پاک نمی کنم
اما دیگه نمیتونم قبول کنم که که ....................
اینهم وبلاگی که دیگه هرچی خواسته دباره ام نوشته
در ضمن عکس هایی که تو وبش گذاشته عکسامه در برنامه ماه محبوب که قرمزش کرده
(به هندزفری که تو گوشمه توجه کنید)
مرد مجهول همین جمعه ساعت ۱۷:۳۰
فعلا
بای
منتظرم باشید منتظرتون هستم
سلام دوستان
من این دو تا داستان رو توی سایت کلوب دیدم و خیلی روی من تاثیر گذاشت . فکر می کنم برای شما هم مفید باشه
کشاورزي الاغ پيري داشت که يه روز اتفاقي ميفته تو ي يک چاه بدون آب . کشاورز هر چه سعي کرد نتونست الاغ رو از تو چاه بيرون بياره . براي اينکه حيون بيچاره زياد زجر نکشه کشاورز و مردم روستا تصميم گرفتن چاه رو با خاک پر کنن تا الاغ زود تر بميره و زياد زجر نکشه .
مردم با سطل روي سر الاغ خاک مي ريختند اما الاغ هر بار خاکهاي روي بدنش رو مي تکوند و زير پاش مي ريخت و وقتي خاک زير پاش بالا مي آمد سعي ميکرد بره روي خاک ها .
روستايي ها همينطور به زنده به گور کردن الاغ بيچاره ادامه دادند و الاغ هم همينطور به بالا اومدن ادامه داد تا اينکه به لبه ي چاه رسيد و بيرون اومد .
مشکلات زندگي مثل تلي از خاک بر سر ما ميريزند و ما مثل هميشه دو اتنخاب داريم . اول اينکه اجازه بديم مشکلات ما رو زنده به گور کنن و دوم اينکه از مشکلات سکويي بسازيم براي صعود